تبليغاتX
چهار راه عشق

چهار راه عشق

موسیقی. صدا. داستان .خاطره و شهید

کتاب دا

این کتاب یکی از بهترین کتاب های است که هشت سال دفاع مقدس را از زبان زهرا حسینی به رشته تحریر دراورده است امید وارم که از ابن کتاب به خوبی استفاده کنید

                               دا

                                                       دانلود کتاب دا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 13:27  توسط عبدالله  | 

دستهاي خدا (خاطره ای از شهید کشوری)

تازه آفتاب زده بود. بچه‌هاي خلبان براي گرفتن صبحانه به صف ايستاده بودند و يكي‌يكي فنجانهايشان را از چاي پر مي‌كردند جيره نان و پنيرشان را مي‌گرفتند و مشغول خوردن مي‌شدند. اوضاع عادي بود و شايد آن روز پروازي انجام نمي‌گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 15:34  توسط عبدالله  | 

بالهاي باد ( خاطر ه ای از شهید کشوری)

پس از پيروزي انقلاب، هشت ماه از مأموريتم را در كردستان گذراندم. اوايل به دليل نارساييهايي كه وجود داشت، كارها آنطور كه بايد، پيشرفت نمي‌كرد. در نتيجه، جلسه‌اي تشكيل داديم و راههاي پايان يافتن غائله كردستان را بررسي كرديم طرحي ارائه شد كه منطقة كردستان به 6 منطقه عملياتي تقسيم شود و هر منطقه، پايگاهي عملياتي به وجود آيد. من مسئول عمليات منطقه بانه و اطراف آن شدم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 13:48  توسط عبدالله  | 

نگاهی بر زندگی نامه شهید سرگرد خلبان احمد کشوری

شهيد كشوري در تيرماه 1332 در خانواده‌اي متوسط به دنيا آمد. دوران دبستان و سه سال اول دبيرستان را به ترتيب در «كياكلا» و «سرپل‌تالار»- دو روستا از روستاهاي محروم شمال- و سه سال آخر را در دبيرستان «قنه» بابل گذراند.

                                                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 13:38  توسط عبدالله  | 

زندگی نامه شهيد عباسپور

ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون

شهيد عباسپور در تاريخ 1323 در شهر تهران و در خانواده اي متدين متولد گرديد .

در سال 1342 از دبيرستان هدف با معدل 2/18 ديپلم رياضي گرفت و در همان سال در كنكور دانشكده فني موفق شد و وارد آن دانشكده گرديد .

                       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 20:40  توسط عبدالله  | 

مروری بر زندگی شهید بهشتی

مروري بر زندگي شهيد مظلوم بهشتی

راستي ً استقامت ً را از كه بايد آموخت ؟ از انسانهائي كه در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب آماج شديدترين حملات ، در اجراي دشوارترين ماموريتها بوده‌اند يا از افرادي كه در كنار گود نظاره‌گر و تشويق كننده تضعيفها و تصميمات هستند؟ اگر پاسخ اول جواب ماست پس بايد استقامت زير بنائي باشد و پايداري در مقابل آماج تهمتها و… را اتصالي به حق تعالي‌، از اين رو سير در زندگي رئيس ديوان عالي كشور مي‌‌‌تواند انسان را با نحوة تربيتي كه ميتواند  استقامت را الگو باشد آشنا سازد و شما را به مرور اين انسان سراسر پايداري فرا مي‌خوانيم:

                              


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 19:14  توسط عبدالله  | 

گفتگوی از مادر شهید امینی که به تازگی از این دنیا رفته اند

خانم اميني در ابتداي گفت و گو از خودتان بگوييد .

مريم اميني هستم . متولد سال 1336 . تحصيلاتم ليسانس رياضي و علوم كامپيوتر است .

 

اهل تهران هستيد ؟

بله !

كجاي تهران ؟

امير آباد . بيشتر در آن محله زندگي كرده‌ام .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 23:16  توسط عبدالله  | 

خاطره مهدی باکری

- سرجلسه ، وقت نماز که می شد، تعطیل می کرد تا بعد نماز . داشتیم می رفتیم اهواز . اذان می گفتند. گفت« نماز اول وقت رو بخونیم .» کنار جاده آب گرفته بود. رفتیم جلوتر؛ آب بود . آنقدر رفتیم ، تا موقع نماز اول وقت گذشت . خندید و گفت « اومدیم ادای مؤمن ها رو در بیاریم ، نشد.»

                                            


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 23:7  توسط عبدالله  | 

خاطره دکتر چمران

1) نشسته بود زار زار گریه می کرد. همه جمع شده بودند دورمان. چه می دانستم این جوری می کند ؟ می گویم « مصطفی طوریش نیس. من ریاضی رد شدم . برای من ناراحته .» کی باور می کند؟

                                     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 23:4  توسط عبدالله  | 

يادمان شهيد سيد مرتضي آويني روايتگر و هنرمند متعهد

 

                                     

سينما ، شبيه زندگي است !

يادمان

اسم تو شقايق است ، سيد مرتضي !

مرتضي !

آن گاه كه در فكه با موج عشق به دريا پيوستي فكه نام يك دريا شد .

فكه نام يك دشت داغ است كه پر از پاره هاي مردانگي است .

فكه ياد تو است ، وقتي چفيه اي در باد به آسمان نزديك مي شود .

بعد از تو فكه نام يك شقايق است .

اصلاً اسم تو شقايق است .

هر بهار ياد تو در گلدان دلها سرخ مي شود ، تا شكوفه ها به آن سلام كنند ، سلام سيد !

و امروز همه هنر ما ، سلامي است به زخمهاي تو .

ما براي باليدن به انديشه هاي تو چيزي كم نداريم .

همسايگي نام تو كلمه تنهايي را پاك مي كند .

هنر با نام تو چه ديدني است و ادب با نوشته هايت چه خواندني .

پيشاني سبز آثار تو پر است از عطر ولايت .

فقط خدا كند جاي پاي تو را رمل هاي روزمرگي پرنكند .

سينما ، شبيه زندگي است !

يادمان

اسم تو شقايق است ، سيد مرتضي !

مرتضي !

آن گاه كه در فكه با موج عشق به دريا پيوستي فكه نام يك دريا شد .

فكه نام يك دشت داغ است كه پر از پاره هاي مردانگي است .

فكه ياد تو است ، وقتي چفيه اي در باد به آسمان نزديك مي شود .

بعد از تو فكه نام يك شقايق است .

اصلاً اسم تو شقايق است .

هر بهار ياد تو در گلدان دلها سرخ مي شود ، تا شكوفه ها به آن سلام كنند ، سلام سيد !

و امروز همه هنر ما ، سلامي است به زخمهاي تو .

ما براي باليدن به انديشه هاي تو چيزي كم نداريم .

همسايگي نام تو كلمه تنهايي را پاك مي كند .

هنر با نام تو چه ديدني است و ادب با نوشته هايت چه خواندني .

پيشاني سبز آثار تو پر است از عطر ولايت .

فقط خدا كند جاي پاي تو را رمل هاي روزمرگي پرنكند .

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 5:25  توسط عبدالله  |